
در ادامه، هر آنچه باید درباره «احوالات من...» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. امروز ۱۸بهمن تولدم هستش از وستای ماه قبل عمل فتق انجام دادم و سه هفته ای افتادم خونه بعد اومدم سرپا بشم متوجه شدم سنگ کلیه دارم و خیلی اذیت شدم و هنوز درگیرش هستم و احتمالا باید برم با لیزر سنگ بشکنم و از این درد خلاص بشم برادرم هم افتاده ...
ادامه مطلب
یک هفتهای هست درگیر مادرم هستم بیمارستان بخش سی سی یو بستری بوده به خاطر ناراحتی قلبی و ریوی ، مجبور شدیم یک دستگاه کمک تنفسی بخریم مبلغ ۳۰ میلیون تومان که تو خواب نفس کم نیاره این چند روز که مادر خونه نبود خیلی بهم سخت گذشت مرخصی گرفتم و از صبح بالاسر برادرم بودم و کارای عقب افتادش انجام دادم (اصلاح موی سر و نظافت و حمام و لباس هاش شستن و آشپزی و ...) خداروشکر الان ۲روز مادر مرخص شده و زندگی برگشت به حالت عادی و مادر برگشت خدایا ممنون از این لطفی که در حق من کردی و مادرم برگشت خونه....
ادامه مطلب
دوست عزیزی که پیام میزاری لطفا آدرس وبلاگ بزار ممنون...
ادامه مطلب
لحظه تحویل سال تو کربلا داخل صحن سیدالشهدا علیه السلام بودم بسیار حال معنوی وصف نشدنی بود حال دلم خوب بود و بسیار شلوغ توبین الحرمین همه سفره هفت سین آورده بودن نائب الزیاره همه شما هستم + نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 22:57 توسط مهرداد | بخوانید...
ادامه مطلب
روز اول سفر به عراق هستش ساعت ۱۲ می رسیم نجف جای همه خالی نایب الزیاره همه شما خوبان هستم آنکه بی حرف کند حال مرا خوب کجاست؟ بین الحرمین + نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 5:31 توسط مهرداد | بخوانید...
ادامه مطلب
همه کارام کردن گذرنامه ام اوکی کردم و انشالله ۲۵ اسفند می رم کربلا سال تحویل کنار اربابم ...
ادامه مطلب
تا۱۸بهمن(تولدم) چیزی نمونده و همچنان ۷صبح تا ۱۲شب بدونه وقفه دوشیفت مشغول کارم هنوز کارای گذرنامه تمام نکردم و بی صبرانه منتظر رسیدن سال تحویل تو بین الحرمین هستم باید تلاش ادامه داد زندگی درجریانه.... + نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 5:58 توسط مهرداد | بخوانید...
ادامه مطلب
بلاخره بعد ۱۸ ماه تو کما بودن برادرم محمد تو عید نوروز، هفته پیش به هوش اومد و حرف زد و چه قیامتی شد خونه ی ما و زنگ زدم همه اومدن برادرام که مسافرت بودن زودی برگشتن و چقدر مادرم خوشحال شد و گریه کرد و کسی نبود که این خبر بشنوه و بی اراده اشک چشمش جاری نشه هرچند هنوز به روال قبل ازش پرستاری میکنیم و صداش خیلی ضعیف در میاد اما به هوش هستش و خداروشکر حرف میزنه و خدایا بابت برگشت برادرم ممنون ممنون ممنون + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 8:26 توسط مهرداد | بخوانید...
ادامه مطلب
داره ۱۸ بهمن میاد روزی که زاده شدم و پا به جهان هستی گذاشتم و ۳۴سالم تمام شد و وارد ۳۵ شدم و یه عالم کار دارم که باید انجام بدم ... الهی و ربی من لی غیروک + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 6:52 توسط مهرداد | بخوانید...
ادامه مطلب
۷۴روزه که برادرم تو کماست و هنوز به هوش نیومده دکترا میگن باید از آی سی یو بره تو بخش عمومی و ما رضایت ندادیم تا این کار انجام بدن باید تو آی سی یو بمونه، امیدوارم همین روزا به هوش بیاد خدایا همه عا...
ادامه مطلب
امروز تولدم هست و کاش بعضیا می دونستن که باید تبریک بگن و این تبریکشون چه بمب روحیه ای هست تولدم مبارک...
ادامه مطلب
یک روز ، چشم باز می کنی و می بینی عزیز ترین آدمِ زندگی ات ، دیگر نیست !کسی که تا دیروز خیال می کردی همیشه برایِ داشتنش و برایِ دوست داشتنش ، فرصت هست ،کسی که فکرش را هم نمی کردی ، رفتنی باشد ...به همی...
ادامه مطلب
وقتی مادر مریض می شودتمام زندگی درد میکندو من در این تنشهای میگرنی خودم که هیچخـــــدا را هم گم می کنمسخت است زیستن با مردمی که زخمهایت را نمی فهمندو لباس طبابت برای دوای دردت می پوشندهر خیابان را به ...
ادامه مطلب
حدودن یک هفته ای هست که مادر به خاطر دیابت بالا و ناراحتی کلیه و دندون درد بیمارستان بستریه و من تقریبا هر روز پیشش بودم کادو روز مادر یه ماشین لباسشویی تمام اتوماتیک واسش خریدم و نصاب اوردم نصبش کرد ...
ادامه مطلب
18 بهمن روز تولدماولین و آخرین نفر خودمم که به خودم تبریک میگمتولدم مبارک...
ادامه مطلب
داشتم می رفتم ماموریت اندیمشک توی اتوبوس صندلی اول نشسته بودم که رانند گفت آقا این کتاب توی مشما زباله پیدا کردم ببین به دردت می خوره کتاب نو بود اسمش بود « راز درخت کاج » موضوعش راجبه یه دختر ۱۴ساله ...
ادامه مطلب
18 بهمن روز تولدم اولین و آخرین نفر خودمم که به خودم تبریک میگم پیشاپیش تولدم مبارک ...
ادامه مطلب
درد دل پيش که گويم غم دل با که خورم روم آن جا که مرا محرم اسرار آن جاست ...
ادامه مطلب
نويسنده :مهرداد تاريخ: یکشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۷ ساعت: 20:3 Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب