
عاقبت خاك شود حسن جمال من و توخوب و بد مي گذرد واي به حال من و توقرعه امروز به نام من و فردا دگريمي خورد تير اجل بر پر و بال من و تومال دنيا نشود سد ره مرگ كسيگيرم كه كل جهان باشد از آن من و تو....هر مرد شتربان اویس قرنی نیستهر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیستهر سنگ و گلی گوهر نایاب نگرددهر احمد و محمود رسول مدنی نیستجایی که برادر به برادر نکند رحمبیگانه برای تو برادر شدنی نیست...
ادامه مطلب
xa0...
ادامه مطلب
سالهاست که رفته ای، پدر xa0از تابستان بگو، از پاییزی که رفتی تا من از زمستانی بگویم که نشست بر مو هایم و نرفت...
ادامه مطلب
پدرxa0 کاش بودی و می دیدی حس پدر مردگی چقدر دردآور است شعری مرا به اوج خاطرات برد شعری که جانم را بعد از پنج سال سوزاند : من که با هر بند انگشت تو در دستان خود ذکر میگویم پدر،تسبیح میخواهم چکار…؟؟؟ xa0...
ادامه مطلب