متولد زمستان

متن مرتبط با «پدر و پسر» در سایت متولد زمستان نوشته شده است

این روز های من

  • نیلوبلاگ

    سلام مادر بیمارستان بستری هستش و همچنان برادر روی تخت و بدونه حرکت و من هم پرستار این دو عزیز ماشین این هفته میخوام عوض کنم یه صفر بخرم ولی وقت نمیشه + نوشته شده در پنجشنبه بیستم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 7:48 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • این روزهای من...

  • نیلوبلاگ

    صبح نماز ساعت۶ باشگاه بعد صبحانه و اعزام به محل کار تا ۱۲شب این روزگار منه فعلا بدونه توقف سخت مشغول کارمکوسه‌ها داخل آکواریوم بیشتر از ۴۰ سانت رشد نمی‌کنند در حالی که رشد کوسه‌ها داخل اقیانوس به بیش از ۴ متر می‌رسه بزرگ شدنت خیلی به محیطی که توش فعالیت می‌کنی و آدم هایی که باهاشون در ارتباطی بستگی داره... + نوشته شده در شنبه هفدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 6:59 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • سال نو مبارک

  • نیلوبلاگ

    سلام به همه سال نو مبارک ایشالا همون سالی باشه که آرزشو دارید...

    ادامه مطلب
  • توجه

  • نیلوبلاگ

    دوست عزیزی که پیام میزاری لطفا آدرس وبلاگ بزار ممنون...

    ادامه مطلب
  • بازار خراب این روزها

  • نیلوبلاگ

    امسال خیلی از بازارها مثل دلار مسکن سکه طلا خودرو و بورس ریزشی شده و الان همه شدن فروشنده و خریدار تو بازار نیست من تو حوزه مسکن فعالم و واقعا اجاره خونه ها سربه فلک می زنه خدا به داد مستاجرا برسه + نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 8:58 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • سال نو در کربلا

  • نیلوبلاگ

    لحظه تحویل سال تو کربلا داخل صحن سیدالشهدا علیه السلام بودم بسیار حال معنوی وصف نشدنی بود حال دلم خوب بود و بسیار شلوغ توبین الحرمین همه سفره هفت سین آورده بودن نائب الزیاره همه شما هستم + نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 22:57 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • عید نوروز کنار ارباب چه صفایی داره

  • نیلوبلاگ

    همه کارام کردن گذرنامه ام اوکی کردم و انشالله ۲۵ اسفند می رم کربلا سال تحویل کنار اربابم ...

    ادامه مطلب
  • تولد من

  • نیلوبلاگ

    تا۱۸بهمن(تولدم) چیزی نمونده و همچنان ۷صبح تا ۱۲شب بدونه وقفه دوشیفت مشغول کارم هنوز کارای گذرنامه تمام نکردم و بی صبرانه منتظر رسیدن سال تحویل تو بین الحرمین هستم باید تلاش ادامه داد زندگی درجریانه.... + نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 5:58 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • احوال این روز های من

  • نیلوبلاگ

    بعد از مدت ها امروز بعد نماز وقت کردم یه سر به وبلاگم بزنمدو شغل شدم و از ساعت ۷صبح تا ۲ اداره و بعد از اون املاک تا۱۲شب فکر کنم تنها املاک تو ایران باشه که تا ۱۲شب سرکاریم و سرشلوغیم وقتی ام از املاک تمام میشم میام بالاسر برادرم محمد و تا صبح بالاسر اون باید باشم و کاراش انجام بدم.فاطمیه نزدیکه و مثل هرسال ۱۰صبح روز شهادت مراسم دارم و امسال میخوام باقالی پلو با مرغ بدممحمد الان خیلی بهتره و دکتر فیزیوتراپ آوردیم بالاسرش و گفت دیگه باید باهاش تمرین کنید و از روی تخت باید بلند بشه ، ۲سال رو ت...

    ادامه مطلب
  • بدونه شرح . . .

  • نیلوبلاگ

    با خبر شدم یه دوست قدیمی بلاخره بعد یه ازدواج نا موفق مورد عنایت خدا قرار گرفته و در شرف ازدواج هستش خب الهی شکر که به مراد دلش رسیدبرادرم که تصادف کرده بود الان ۱۶ ماه که تو کما و در منزل پدری به سر می بره و همچنان تحت مراقبت هستش و ضریب هوشیش ۱۰ هست و دکترا گفتن رو به بهبودیه توکل بر خدا همچنان منتظریم که به هوش بیاد و چه روزی باش اون روز که به هوش بیاد قطعا اون روز دنیا مال ماست...خودم بلاخره پراید فروختم و یه تیبا سفید صندق دار خریدم الان وضعیتم تو شغل دوم داره بهتر و بهتر میشه و خداروشکر ...

    ادامه مطلب
  • حرم زیبا بود

  • نیلوبلاگ

    ورود قطار ساعت ۱۰ صبح به مشهد بود رفتم هتل من نفر سوم بودم که رسیدم بقیه همکارا خودشون تا غروب رسوندن ،رفتم حرم وقتی با ضریح آقا روبه رو شدم ناخواسته اشکام گوله گوله می اومد بعد دوسال طلب کرد همه اتفاقات مرور کردم همه کسایی که بهم التماس دعا گفته بودن می اومدن جلوی چشام یاد اولین باری که رفتم حرم افتادم بچه ۴سال بودم با پدر و مادر و مادربزرگ و دادش کوچیکه رفتیم دلم هوای بابا رو کرد... روز دوم کلاس های دوره شروع شد صبح تا ظهر سرکلاس بعدظهرش رفتم موج های آبی چه حالی داد هرچند بعضی سرسورهاش پشم ر...

    ادامه مطلب
  • بهمن ماه و تولد من...

  • نیلوبلاگ

    داره ۱۸ بهمن میاد روزی که زاده شدم و پا به جهان هستی گذاشتم و ۳۴سالم تمام شد و وارد ۳۵ شدم و یه عالم کار دارم که باید انجام بدم ... الهی و ربی من لی غیروک + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 6:52 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دوست یعنی...

  • نیلوبلاگ

    نازنينا، دوست يعني انتخابيعني از بنده سلام از تو جوابدوست يعني دل به ما بستي رفيق؟دوست يعني ياد ما هستي رفيق؟دوست يعني مطلبت را ديده اميعني احوال تو را پرسيده امدوست يعني در رفاقت كامليدوست يعني: نيس...

    ادامه مطلب
  • حال روز این روز های من

  • نیلوبلاگ

    یه همکار که تازهxa0بازنشسته شده دیروز بهم زنگ زد و گفت زده تو کار تولید انواع ترشیجات قارچ و زیتون و روغن زیتون و عرقیجات و.... و نیاز به یه بازار یاب با روابط عمومی بالا می گرده و اومده بود سراغ من گف...

    ادامه مطلب
  • حال و احوال این روزهای برادرم

  • نیلوبلاگ

    ۷۴روزه که برادرم تو کماست و هنوز به هوش نیومده دکترا میگن باید از آی سی یو بره تو بخش عمومی و ما رضایت ندادیم تا این کار انجام بدن باید تو آی سی یو بمونه،xa0 امیدوارم همین روزا به هوش بیاد خدایا همه عا...

    ادامه مطلب
  • این روز های من...

  • نیلوبلاگ

    بسته های معیشتی و بهداشتی آماده کردیم و چند روزی هست که می بریم در خونه خانواده های نیازمند و ایتام تحویل میدیم امروز آخرین روز پخش بسته ها هست ، لابه لای این همه خانواده شانسی یه روز یه پیرزن افغانیxa0...

    ادامه مطلب
  • تلخ ترین روز زندگی

  • نیلوبلاگ

    روز 17 فروردین رفتم گزینش و دونبال کارای استخدامی و در عین ناباوری با یک شک بزرگ روبه رو شدم مسئول گزینش گفت با شما دیگه قرارداد نمی بندیم و شما باید تسویه کنید و از این اداره و اورگان برید وای یخ زدم...

    ادامه مطلب
  • تولدت مبارک متولد زمستان

  • نیلوبلاگ

    امروز تولدم هست و کاش بعضیا می دونستن که باید تبریک بگن و این تبریکشون چه بمب روحیه ای هست تولدم مبارکxa0...

    ادامه مطلب
  • شعر زیبای مولانا

  • نیلوبلاگ

    عاقبت خاك شود حسن جمال من و توخوب و بد مي گذرد واي به حال من و توقرعه امروز به نام من و فردا دگريمي خورد تير اجل بر پر و بال من و تومال دنيا نشود سد ره مرگ كسيگيرم كه كل جهان باشد از آن من و تو....هر مرد شتربان اویس قرنی نیستهر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیستهر سنگ و گلی گوهر نایاب نگرددهر احمد و محمود رسول مدنی نیستجایی که برادر به برادر نکند رحمبیگانه برای تو برادر شدنی نیست...

    ادامه مطلب
  • هزار حرف نگفته و هزار برداشت اشتباه

  • نیلوبلاگ

    چند روز پیش یه اتفاقی واسم افتاد و یه زخم کهنه قدیمی بعد ۷ سال زخم باز کرد رفتم پیش دکتر شیری که یه آرام بخش بده جالبه دکترش با این همه تخصص و تجربه و پختگی که داشت به جا اینکه ابروش درست کنه زد چشمشم...

    ادامه مطلب