
سالهاست که رفته ای، پدر از تابستان بگو، از پاییزی که رفتی تا من از زمستانی بگویم که نشست بر مو هایم و نرفت...
ادامه مطلب
پدر کاش بودی و می دیدی حس پدر مردگی چقدر دردآور است شعری مرا به اوج خاطرات برد شعری که جانم را بعد از پنج سال سوزاند : من که با هر بند انگشت تو در دستان خود ذکر میگویم پدر،تسبیح میخواهم چکار…؟؟؟ ...
ادامه مطلب
اولین بوسه ات بر گونه ی گرمم را در ذهن تکرار کنم یا آخرین بوسه ام بر گونه ی سردت بابا.......
ادامه مطلب