متولد زمستان

متن مرتبط با « همراه اول» در سایت متولد زمستان نوشته شده است

خادم حرم شدم الحمدالله

  • نیلوبلاگ

    هرماه یک بار خادم چایخانه حرم شدم فردا هوایی مسافر و خادم حرم هستممریض داری بگو یا امام رضاگرفتاری بگو یا امام رضا حاجت داری بگو یا امام رضا مشکل داری بگو یا امام رضا هرچی میخواید از امام رضا بخواید تو این شلوغی‌ها و گرفتاری های دنیا همین که من یادت هست ممنونتم یا امام رضا ( علیه السّلام ) + نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 3:37 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • این روز های من

  • نیلوبلاگ

    سلام مادر بیمارستان بستری هستش و همچنان برادر روی تخت و بدونه حرکت و من هم پرستار این دو عزیز ماشین این هفته میخوام عوض کنم یه صفر بخرم ولی وقت نمیشه + نوشته شده در پنجشنبه بیستم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 7:48 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • این روزهای من...

  • نیلوبلاگ

    صبح نماز ساعت۶ باشگاه بعد صبحانه و اعزام به محل کار تا ۱۲شب این روزگار منه فعلا بدونه توقف سخت مشغول کارمکوسه‌ها داخل آکواریوم بیشتر از ۴۰ سانت رشد نمی‌کنند در حالی که رشد کوسه‌ها داخل اقیانوس به بیش از ۴ متر می‌رسه بزرگ شدنت خیلی به محیطی که توش فعالیت می‌کنی و آدم هایی که باهاشون در ارتباطی بستگی داره... + نوشته شده در شنبه هفدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 6:59 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • سال نو مبارک

  • نیلوبلاگ

    سلام به همه سال نو مبارک ایشالا همون سالی باشه که آرزشو دارید...

    ادامه مطلب
  • لحظه دیدار

  • نیلوبلاگ

    با مرگ تورا اگر توان دید کی میرسد این تولد ما...

    ادامه مطلب
  • مادر...

  • نیلوبلاگ

    یک هفتهای هست درگیر مادرم هستم بیمارستان بخش سی سی یو بستری بوده به خاطر ناراحتی قلبی و ریوی ، مجبور شدیم یک دستگاه کمک تنفسی بخریم مبلغ ۳۰ میلیون تومان که تو خواب نفس کم نیاره این چند روز که مادر خونه نبود خیلی بهم سخت گذشت مرخصی گرفتم و از صبح بالاسر برادرم بودم و کارای عقب افتادش انجام دادم (اصلاح موی سر و نظافت و حمام و لباس هاش شستن و آشپزی و ...) خداروشکر الان ۲روز مادر مرخص شده و زندگی برگشت به حالت عادی و مادر برگشت خدایا ممنون از این لطفی که در حق من کردی و مادرم برگشت خونه....

    ادامه مطلب
  • توجه

  • نیلوبلاگ

    دوست عزیزی که پیام میزاری لطفا آدرس وبلاگ بزار ممنون...

    ادامه مطلب
  • بازار خراب این روزها

  • نیلوبلاگ

    امسال خیلی از بازارها مثل دلار مسکن سکه طلا خودرو و بورس ریزشی شده و الان همه شدن فروشنده و خریدار تو بازار نیست من تو حوزه مسکن فعالم و واقعا اجاره خونه ها سربه فلک می زنه خدا به داد مستاجرا برسه + نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 8:58 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • سال نو در کربلا

  • نیلوبلاگ

    لحظه تحویل سال تو کربلا داخل صحن سیدالشهدا علیه السلام بودم بسیار حال معنوی وصف نشدنی بود حال دلم خوب بود و بسیار شلوغ توبین الحرمین همه سفره هفت سین آورده بودن نائب الزیاره همه شما هستم + نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 22:57 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • درمسیر سفر عشق...

  • نیلوبلاگ

    روز اول سفر به عراق هستش ساعت ۱۲ می رسیم نجف جای همه خالی نایب الزیاره همه شما خوبان هستم آنکه بی حرف کند حال مرا خوب کجاست؟ بین الحرمین + نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 5:31 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • کجاست؟

  • نیلوبلاگ

    آنکه بی حرف کند حال مرا خوب کجاست؟...

    ادامه مطلب
  • عید نوروز کنار ارباب چه صفایی داره

  • نیلوبلاگ

    همه کارام کردن گذرنامه ام اوکی کردم و انشالله ۲۵ اسفند می رم کربلا سال تحویل کنار اربابم ...

    ادامه مطلب
  • تولد من

  • نیلوبلاگ

    تا۱۸بهمن(تولدم) چیزی نمونده و همچنان ۷صبح تا ۱۲شب بدونه وقفه دوشیفت مشغول کارم هنوز کارای گذرنامه تمام نکردم و بی صبرانه منتظر رسیدن سال تحویل تو بین الحرمین هستم باید تلاش ادامه داد زندگی درجریانه.... + نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 5:58 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • زائر امام رضا علیه السلام شدم

  • نیلوبلاگ

    یه بار به اسم مشهد پیچوندم و رفتم یک هفته املاک و هردفعه که اسمم در می اومد چون شرایط رفتن نداشتم مینداختم عقب تا اینکه صبح چهارشنبه همکارم گفت مشهد می ری ؟ کلا یک نفر سهمیه داریم من ناخداگاه گفتم آره ورفتم نامه معرفیمو گرفتم و امروز صبح سوار اتوبوس شدم و راهی مشهد شدم و تو مسیر داشتم فکر میکردم که چی شد امام رضا من طلب کرده یدفعه یادم اومد که هرکی میخواد بره کربلا بلیطش باید امام رضا بده و اشکام گوله گوله می اومد و گفتم آقا ممنونم... + نوشته شده در جمعه هفتم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 20:0 توسط...

    ادامه مطلب
  • احوال این روز های من

  • نیلوبلاگ

    بعد از مدت ها امروز بعد نماز وقت کردم یه سر به وبلاگم بزنمدو شغل شدم و از ساعت ۷صبح تا ۲ اداره و بعد از اون املاک تا۱۲شب فکر کنم تنها املاک تو ایران باشه که تا ۱۲شب سرکاریم و سرشلوغیم وقتی ام از املاک تمام میشم میام بالاسر برادرم محمد و تا صبح بالاسر اون باید باشم و کاراش انجام بدم.فاطمیه نزدیکه و مثل هرسال ۱۰صبح روز شهادت مراسم دارم و امسال میخوام باقالی پلو با مرغ بدممحمد الان خیلی بهتره و دکتر فیزیوتراپ آوردیم بالاسرش و گفت دیگه باید باهاش تمرین کنید و از روی تخت باید بلند بشه ، ۲سال رو ت...

    ادامه مطلب
  • بدونه شرح . . .

  • نیلوبلاگ

    با خبر شدم یه دوست قدیمی بلاخره بعد یه ازدواج نا موفق مورد عنایت خدا قرار گرفته و در شرف ازدواج هستش خب الهی شکر که به مراد دلش رسیدبرادرم که تصادف کرده بود الان ۱۶ ماه که تو کما و در منزل پدری به سر می بره و همچنان تحت مراقبت هستش و ضریب هوشیش ۱۰ هست و دکترا گفتن رو به بهبودیه توکل بر خدا همچنان منتظریم که به هوش بیاد و چه روزی باش اون روز که به هوش بیاد قطعا اون روز دنیا مال ماست...خودم بلاخره پراید فروختم و یه تیبا سفید صندق دار خریدم الان وضعیتم تو شغل دوم داره بهتر و بهتر میشه و خداروشکر ...

    ادامه مطلب
  • برادر

  • نیلوبلاگ

    بلاخره بعد ۱۸ ماه تو کما بودن برادرم محمد تو عید نوروز، هفته پیش به هوش اومد و حرف زد و چه قیامتی شد خونه ی ما و زنگ زدم همه اومدن برادرام که مسافرت بودن زودی برگشتن و چقدر مادرم خوشحال شد و گریه کرد و کسی نبود که این خبر بشنوه و بی اراده اشک چشمش جاری نشه هرچند هنوز به روال قبل ازش پرستاری میکنیم و صداش خیلی ضعیف در میاد اما به هوش هستش و خداروشکر حرف میزنه و خدایا بابت برگشت برادرم ممنون ممنون ممنون  + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 8:26 توسط مهرداد &...

    ادامه مطلب
  • حرم زیبا بود

  • نیلوبلاگ

    ورود قطار ساعت ۱۰ صبح به مشهد بود رفتم هتل من نفر سوم بودم که رسیدم بقیه همکارا خودشون تا غروب رسوندن ،رفتم حرم وقتی با ضریح آقا روبه رو شدم ناخواسته اشکام گوله گوله می اومد بعد دوسال طلب کرد همه اتفاقات مرور کردم همه کسایی که بهم التماس دعا گفته بودن می اومدن جلوی چشام یاد اولین باری که رفتم حرم افتادم بچه ۴سال بودم با پدر و مادر و مادربزرگ و دادش کوچیکه رفتیم دلم هوای بابا رو کرد... روز دوم کلاس های دوره شروع شد صبح تا ظهر سرکلاس بعدظهرش رفتم موج های آبی چه حالی داد هرچند بعضی سرسورهاش پشم ر...

    ادامه مطلب
  • TiBa

  • نیلوبلاگ

    جمعه صبح به اتفاق برادرم علی و پسرخاله ام رفتیم پراید بفروشم و تیبا بخرم موفق شدیم پراید ۸۴ که به روغن سوزی افتاده بود بفروشم ۵۲تومن و همونجا تیبا ۹۴ بخرم ۱۴۵ تومن و آوردمش خونه شد اذان مغرب یه گوسفند قربانی کردیم و اومدم بالاسر محمد داداشم که تو کما و هنوز بعد ۱۵ ماه به هوش نیومده دیدم حالش اصلا خوب نیست مادر و برادرام اومدن بالاسرش فکر کنم تشنج کرده بود و به خودش می لرزید و نفسش بند اومده بود و زبانش سیاه شده بود بعد چند ثانیه دیدم آروم شده و من نتونستم جلوی گریه ام بگیرم حالم بد شد و ر...

    ادامه مطلب
  • بهمن ماه و تولد من...

  • نیلوبلاگ

    داره ۱۸ بهمن میاد روزی که زاده شدم و پا به جهان هستی گذاشتم و ۳۴سالم تمام شد و وارد ۳۵ شدم و یه عالم کار دارم که باید انجام بدم ... الهی و ربی من لی غیروک + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 6:52 توسط مهرداد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب