هم کلام با خدا... - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 9:22
xa0ای مهربانتر از مـادر! در این آشفته بازارِ دنیا...گاهی غرق میشوم❗️xa0xa0زرق و برق های فریبنده اش عروسکی میشود تا با خیالش باز دستانت را رها کنم طفل گریز پایی در ازدحام شـلوغ بازار ..دستت را رها کرده اما دلش گرم مهربانی توست. بشنو صدای ترسان قلبم را هراسان ام و تاریکی شب نزدیک استxa0به کـودکی ام رح...
زمین خوردن - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 9:22
u200dیه ﻭﻗﺘﺎیی ﻻﺯمه ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﻮﺭﯼ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﮐﯿﺎ ﭘﺸﺘﺘﻦ!ﮐﯿﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﺭﺷﺪﺗﻦ، ﮐﯿﺎ ﻣﯿﺮﻥ، ﮐﯿﺎ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ می مونن! ﮔﺎﻫﯽ ﻻﺯمه ﺟﻮﺭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺸﯽ؛ ﺯﺧﻤﺎﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﺑذﺍﺭﯼ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﮐﯿﺎ ﻧﻤﮏ ﻣﯿﭙﺎﺷﻦ؛ ﮐﯿﺎ ﻣﺮﻫﻢ ﻣﯿذﺍﺭﻥ؛ ﮐﯿﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﺭﺩﻥ، ﮐﯿﺎ ﻫﻢ ﺧﻮﺩه ﺩﺭﺩﻥ... ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺗﺎ ﺯﺧﻤﯽ ﻧﺸﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﮐﯽ ﭼﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ! ﺩﺳﺖ ﯾﻪ ﮐﺴﺎﯾﯽ...
اگر... - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 9:22
اگر کسی را دیدید: که از کوچکترین چیزها لذت می بردمحو طبیعت می شودکمتر سخت می گیردمی بخشد،می خندد،می خنداندو با خودش در یک صلح درونییستاو نه بی مشکل است نه شیرین مغز! او طوفان های هولناکی را در زندگی پشت سر گذاشته و قدر آنچه امروز دارد را می داند. او یاد گرفته است که لحظه به لحظه ی زندگی را در آغوش ب...
... - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 9:22
[unable to retrieve full-text content] یک روز یک جاییعاشق کسی می شوی که دوستت ندارد حالا تمام دلتنگی های دنیا را هم که گریه کنیسبک نمی شوی !
از حرف زدن نترسید - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 9:22
xa0 از حرف زدن نترسيد.انسان با حرف زدن صحبت كردن را ياد ميگيرد، اما در صحبت كردن افراط نكنيد، سعي كنيد به ديگران هم فرصت دهيد حرف بزنند.(لطفا ادرس وبلاگ بذار)
هواتو کردم... - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 6:04
بزرگترین تعزیه استان تهران(جون ابن حوی)غلام سیاه امام حسین(ع) - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 1:19
بزرگترین تعزیه استان تهران "تعزیه جون بن حوی(غلام سیاه امام حسین(ع)" گروه تعزیه عاشورائیان مسجدالمهدی شهر فرون آباد در روز عصر عاشورا 1395 در شهر فرون آبادxa0 پاکدشت باحضور جمع کثیری از مردم و عاشقان اباعبدالله الحسین(ع)برگذار شد.
بزرگترین تعزیه استان تهران - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 5:43
پدر - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 3:54
پدرxa0 کاش بودی و می دیدی حس پدر مردگی چقدر دردآور است شعری مرا به اوج خاطرات برد شعری که جانم را بعد از پنج سال سوزاند : من که با هر بند انگشت تو در دستان خود ذکر میگویم پدر،تسبیح میخواهم چکار…؟؟؟ xa0
تو چه کردی؟ - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 0:02
سرسبز دل از شاخه بریدم ، تو چه کردی ؟ افتادم و بر خاک رسیدم ، تو چه کردی ؟ من شور و شر موج و تو سرسختی ِ ساحل روزی که به سوی تو دویدم ، تو چه کردی ؟ هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی من قاصد ِ خود بودم و دیدم تو چه کردی مغرور ، ولی دست به دامان ِ رقیبان رسوا شدم و طعنه شنیدم ، تو چه کردی ؟ «تنهایی و ر...
خدا... - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 0:02
توی یک جمع بی حوصله نشسته بودم طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم خواندم سه عمودییکی گفت : بلند بگوگفتم : یک کلمه سه حرفیه ازهمه چیز برتر استحاجی گفت: پولتازه عروس مجلس گفت: عشقشوهرش گفت: یارکودک دبستانی گفت: علمحاجی پشت سرهم گفت : پول، اگه نمیشه طلا، سکه گفتم: حاجی اینها نمیشه گفت: پس...
عشقای مصنوعی - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 0:02
شهرها پرشده از عشق ولی مصنوعیمثل دکان پراز جنس ولی مرجوعیهمه ی قول و قرار و غزلم اجباریستعاشقی ها همگی در اثر بیکاریستهمه چون شال فقط دست به گردن دارندمثل قحطی زده ها میل به خوردن دارندمعنی عشق شده رفتن جای خلوتبوسه هاشان همگی بارقه ای از شهوتهرکجا مینگری جای هوس مشهود استتوی این شهر فقط راه خدا مسد...
اونی که یار نداره . . . - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 0:02
xa0 آنکه یاری از کنارش رفته میداند که من پشتِ هربیتی چه میزان خون زِچشمم میرود...
خود عکس مفهوم میرسونه دیگه چی بگم... - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 0:02
xa0
بدونه شرح... - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 0:02
یادت بخیر... - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 0:01
اولین بوسه ات بر گونه ی گرممxa0 را در ذهن تکرار کنم یا آخرین بوسه ام بر گونه ی سردت بابا....
بیا... - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 0:01
الهی... - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 0:01
الهی!xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 دردهایی هست كه نمی توان گفتو گفتنی هایی هست كه هیچ قلبی محرم آن نیست الهی! اشك هایی هست كه با هیچ دوستی نمی توان ریختو زخم هایی هست كه هیچ مرهمی آن را التیام نمی بخشدو تنهایی هایی هست كه هیچ جمعی آن را پر نمی كند. الهی! پرسش هایی هست كه جز تو كسی قادر به پاسخ دادنش ن...