
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «این روز های من» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سلام مادر بیمارستان بستری هستش و همچنان برادر روی تخت و بدونه حرکت و من هم پرستار این دو عزیز ماشین این هفته میخوام عوض کنم یه صفر بخرم ولی وقت نمیشه...
ادامه مطلب
اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «این روزهای من...» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. صبح نماز ساعت۶ باشگاه بعد صبحانه و اعزام به محل کار تا ۱۲شب این روزگار منه فعلا بدونه توقف سخت مشغول کارمکوسهها داخل آکواریوم بیشتر از ۴۰ سانت رشد نمیکنند در حالی که رشد کوسهها داخل اقیانوس به بیش از ۴ متر میرسه بزرگ شد...
ادامه مطلب
در ادامه، هر آنچه باید درباره «احوالات من...» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. امروز ۱۸بهمن تولدم هستش از وستای ماه قبل عمل فتق انجام دادم و سه هفته ای افتادم خونه بعد اومدم سرپا بشم متوجه شدم سنگ کلیه دارم و خیلی اذیت شدم و هنوز درگیرش هستم و احتمالا باید برم با لیزر سنگ بشکنم و از این درد خلاص بشم برادرم هم افتاده ...
ادامه مطلب
سلام مادر بیمارستان بستری هستش و همچنان برادر روی تخت و بدونه حرکت و من هم پرستار این دو عزیز ماشین این هفته میخوام عوض کنم یه صفر بخرم ولی وقت نمیشه + نوشته شده در پنجشنبه بیستم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 7:48 توسط مهرداد | بخوانید...
ادامه مطلب
صبح نماز ساعت۶ باشگاه بعد صبحانه و اعزام به محل کار تا ۱۲شب این روزگار منه فعلا بدونه توقف سخت مشغول کارمکوسهها داخل آکواریوم بیشتر از ۴۰ سانت رشد نمیکنند در حالی که رشد کوسهها داخل اقیانوس به بیش از ۴ متر میرسه بزرگ شدنت خیلی به محیطی که توش فعالیت میکنی و آدم هایی که باهاشون در ارتباطی بستگی داره... + نوشته شده در شنبه هفدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 6:59 توسط مهرداد | بخوانید...
ادامه مطلب
تا۱۸بهمن(تولدم) چیزی نمونده و همچنان ۷صبح تا ۱۲شب بدونه وقفه دوشیفت مشغول کارم هنوز کارای گذرنامه تمام نکردم و بی صبرانه منتظر رسیدن سال تحویل تو بین الحرمین هستم باید تلاش ادامه داد زندگی درجریانه.... + نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 5:58 توسط مهرداد | بخوانید...
ادامه مطلب
بعد از مدت ها امروز بعد نماز وقت کردم یه سر به وبلاگم بزنمدو شغل شدم و از ساعت ۷صبح تا ۲ اداره و بعد از اون املاک تا۱۲شب فکر کنم تنها املاک تو ایران باشه که تا ۱۲شب سرکاریم و سرشلوغیم وقتی ام از املاک تمام میشم میام بالاسر برادرم محمد و تا صبح بالاسر اون باید باشم و کاراش انجام بدم.فاطمیه نزدیکه و مثل هرسال ۱۰صبح روز شهادت مراسم دارم و امسال میخوام باقالی پلو با مرغ بدممحمد الان خیلی بهتره و دکتر فیزیوتراپ آوردیم بالاسرش و گفت دیگه باید باهاش تمرین کنید و از روی تخت باید بلند بشه ، ۲سال رو تخت افتاده و نمیتونه حرکت کنه دکتر گفت ۱سال طول میکشه تا راه بیفته ،زنش مهریه و نفقه و اجرت المثل گذاشته اجرا و وکیل گرفته تا به اینا برسه و ما همزمان در چندتا جبهه مشغول جنگیدن وقت اذان که می رسد برای...
ادامه مطلب
داره ۱۸ بهمن میاد روزی که زاده شدم و پا به جهان هستی گذاشتم و ۳۴سالم تمام شد و وارد ۳۵ شدم و یه عالم کار دارم که باید انجام بدم ... الهی و ربی من لی غیروک + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 6:52 توسط مهرداد | بخوانید...
ادامه مطلب
یه همکار که تازهبازنشسته شده دیروز بهم زنگ زد و گفت زده تو کار تولید انواع ترشیجات قارچ و زیتون و روغن زیتون و عرقیجات و.... و نیاز به یه بازار یاب با روابط عمومی بالا می گرده و اومده بود سراغ من گف...
ادامه مطلب
بسته های معیشتی و بهداشتی آماده کردیم و چند روزی هست که می بریم در خونه خانواده های نیازمند و ایتام تحویل میدیم امروز آخرین روز پخش بسته ها هست ، لابه لای این همه خانواده شانسی یه روز یه پیرزن افغانی...
ادامه مطلب
چقدر خوبه وقتی میری خونه یه مریض سرطانی یدفه یه خبر خوشحال کننده می شنوی دیروز رفتم خونه عمه و دیدم بساط شیرینی خامه ای پهنه گفتم مناسبتش چیه؟ گفتن شوهر عمه ام که چند وقته تحت درمان سرطان ریه هست خوب ...
ادامه مطلب
ﺧﺪﺍﻱ ﻗﺸﻨﮕم ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻦ …ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ …ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺷﮑﺴﺖ،ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ …ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﺨﻮﺭﻡ …ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻗﺎﺿﻲ ﺍﻟﺤﺎﺟﺎﺕ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻧﻢ،ﺣﺘﻲ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﻪ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻫﺎ...
ادامه مطلب
تو را به جان تو به من این اجازه را بده تا در خیالم تو را در کنار خود حس کنم .صبح ها پرده های گلبافت را کنار بزنم . با یاد تو پیچک های پیچیده در پای نرده ها را آب بدهم .قوری گل قرمز را از چای لبریز کنم .و بنشینم منتظر خیال تو در راه است .عصرها شاعر شوم ...شعر بگویم ...شاملو بخوانم به موسیقی اصیل گوش جان بسپارم و بعد قهوه بریزم بگذارم آن سوی میز و دستانم را بگذارم در میان دستانی که نیست .اما تو خوب من همین که گاهی به من فکر میکنی ،کافیست .... ...
ادامه مطلب
همچین عکسیو تو آلبوم زندگیتون واستون آرزو میکنم ...
ادامه مطلب
تقدیر من این است که با درد بسازم از این دل نامرد ، دلی مرد بسازم انگار قرار است که من داغ دلم را با گریه ی چشمان خودم سرد بسازم...
ادامه مطلب