عاشقان عیدتان مبارک - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 23:21
عید قربان آمد و من هم شدم قربانیتگرچه من دعوت ندارم آمدم مهمانیتمفلسم آهی ندارم در بساطم ناگزیراین دل صد پاره و چشمان تر ارزانیت
حسین جان - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 23:21
شعر زیبای مولانا - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 23:21
عاقبت خاك شود حسن جمال من و توخوب و بد مي گذرد واي به حال من و توقرعه امروز به نام من و فردا دگريمي خورد تير اجل بر پر و بال من و تومال دنيا نشود سد ره مرگ كسيگيرم كه كل جهان باشد از آن من و تو....هر مرد شتربان اویس قرنی نیستهر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیستهر سنگ و گلی گوهر نایاب نگرددهر احمد و محمود ...
خدای مهربانم - تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:28
مهم نیست چه کسی تو رو دوست دارهمهم نیست از چه خانواده ای هستیحتی مهم نیست چقدر اشتباه داشتیهمه چیز به خواسته خداوند بستگی دارهخداوند در پشت صحنه، نه تنها قدم های تو را به سمت درست هدایت می کنه، بلکه قدم های افرادی که به آن ها نیاز داری را هم تنظیم می کند.xa0هیچ اتفاقی تصادفی رخ نمیده، لازم نیست به د...
نمک نشناس - تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:28
هزار حرف نگفته و هزار برداشت اشتباه - تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:28
چند روز پیش یه اتفاقی واسم افتاد و یه زخم کهنه قدیمی بعد ۷ سال زخم باز کرد رفتم پیش دکتر شیری که یه آرام بخش بده جالبه دکترش با این همه تخصص و تجربه و پختگی که داشت به جا اینکه ابروش درست کنه زد چشمشم
بخشش جانان - تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:28
دیگران را ببخشید…بی عقلی ، تهمت ها،خیانت و بی ادبینشانه عدم بلوغ روحی انسان هاست.انسان های نارس این موارد را زیاد دارند ؛شما انسانی رسیده باشید!با سبکبالی و بدون اینکه قضاوت یا سرزنش کنید ،و بدون اینک
وقتی مادر تو خونه نیست - تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:28
وقتی مادر مریض می شودتمام زندگی درد میکندو من در این تنشهای میگرنی خودم که هیچخـــــدا را هم گم می کنمسخت است زیستن با مردمی که زخمهایت را نمی فهمندو لباس طبابت برای دوای دردت می پوشندهر خیابان را به
امام رضا - تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:28
از درد کهنه ای که مداوا نمی شودxa0xa0 یا می شود گلایه کنم یا نمی شودxa0xa0 اینک سلام حضرت عیسی تر از مسیحxa0xa0 لطفت نگو که شامل ماها نمی شودxa0xa0 ای من فدای پنجره فولاد چشمهاتxa0xa0 از بغض من چرا گرهی وا نمی شود؟xa0xa0 یوس
ممنون خدا - تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:28
چقدر خوبه وقتی میری خونه یه مریض سرطانی یدفه یه خبر خوشحال کننده می شنوی دیروز رفتم خونه عمه و دیدم بساط شیرینی خامه ای پهنه گفتم مناسبتش چیه؟ گفتن شوهر عمه ام که چند وقته تحت درمان سرطان ریه هست خوب
شبیه شیشه بود... - تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:28
شبیه شیشه بود اما شکستن را نمیفهمیدتمام درد اینجا بود، او من را نمیفهمیدخودش با خندههایی تلخ بند کفش من را بستوگرنه پای من تردید رفتن را نمیفهمیداگر تنها رفیقم هر کسی، غیر از صداقت بوددلم اینقدر ا
مادر - تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 9:56
حدودن یک هفته ای هست که مادر به خاطر دیابت بالا و ناراحتی کلیه و دندون درد بیمارستان بستریه و من تقریبا هر روز پیشش بودم کادو روز مادر یه ماشین لباسشویی تمام اتوماتیک واسش خریدم و نصاب اوردم نصبش کرد
روز پدر مبارک - تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 9:56
xa0
.... - تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 9:56
xa0از حموم عمومی شهر در اومدیم و نم نم بارون میزد، خانومی جوون و محجبه بساط لیف و جوراب و ... جلوش پهن بود..رفت جلو و آروم سلام کرد و نصفه بیشتره لیف و جوراباشو خرید..تعجب کردم و ازش پرسیدم : داداش واسه
دلخورم از... - تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 9:56
xa0
آقای من میلادت مبارک - تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 9:56
xa0
مسافر مشهد شدم - تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 9:56
xa0
کلامی با سلبیریتی ها - تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 13:37
دین واقعی را نشناختند.فکر میکنند بیحجاب باشن اما دلشون صاف باشه یعنی آدم پاک و باخدایی هستن.خدا شما را بخاطر دل صافتون پاداش میده اما برای بیحجابیتون عذاب میده.همه مواردی که خدا ازمون خواسته حساب و کتابش از هم جداست .کمبود معنویت سبب اینگونه جلوه گری ها ست ، وقتی از درون تهی باشیم با تظاهر وآراستگی ...
آن بیست و هفت نفر - تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 13:37
نمی توانم به چشم ها و ذهن های آن همه سرباز که به جاده دوخته شده بود فکر نکنم به رویاها و امید هایی که در تنهایی شب و لای آن کجاوی آهنی با جاده یکی میشدند به دست ها و آغوش هایی که برای عزیزان چشم به را
تولدم مبارک - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 13:00
18 بهمن روز تولدماولین و آخرین نفر خودمم که به خودم تبریک میگمxa0تولدم مبارکxa0